تاريخ خبر: پنجشنبه 25 تیر 1388، 23 رجب 1430، 16 جولای 2009، شماره 24518پنجشنبه 25 تیر 1388، 23 رجب 1430، 16 جولای 2009، شماره 24518

زبان انتقادي سعدي در غزليات
نوشته: نصرت‌الله غبيشاوي / بخش اول


مقدمه: سعدي شيرازي بي‌شك يكي از تواناترين هنرمنداني است كه با بيان معجزه‌آسايش در عرصه نظم و نثر، آثار گرانبهايي از خود به يادگار گذاشت. در اين ميان آنچه سعدي را از ديگران متمايز مي‌كند، علاوه بر سبك خاص او، شخصيت اجتماعي وي به عنوان فردي مصلح و منتقد است كه دو اثر «گلستان» و «بوستان» شاهد مناسبي براي نشان دادن تلاش اين شاعر براي مبارزه با نابساماني‌هاي اجتماعي موجود است. اما سوالي كه در اين زمينه مطرح مي‌شود اين است كه آيا شاعر روية انتقادگري خود را در ساير آثار نيز حفظ كرده است يا به فراخور نوع ادبي موردپردازش، شيوه خود را تغيير مي‌دهد؟

براي يافتن پاسخ به بررسي موشكافانه غزليات عاشقانه وي پرداختيم و دريافتيم كه شاعر در عشق نيز كه احساس، مدار رفتار است و عقل نظاره‌گري بيش نيست؛ به وقت لزوم به انتقاد و شكايت مي‌پردازد. هرچند كه در اين نوع ادبي، انتقادات وي برخلاف گلستان و بوستان بار اجتماعي نداشته، بيشتر جنبه شخصي و فردي دارد و شاعر در پي رفع و دفع مزاحمت ملامت‌گران و يا متنبه ساختن معشوقي است كه خود، او را به اوج عزت رسانده و اينك زبان به انتقاد وي گشوده است. اين طرز برخورد با معشوق شايد در سبك عراقي باعث تشخص سبكي نشد ولي چند قرن بعد به شكل جديدي مطرح شد و مكتبي به نام «واسوخت» به وجود آورد.



سعدي، عشق و انتقاد

سعدي شيرازي شاعر تواناي قرن هفتم، بزرگترين شاعري است كه بعد از فردوسي در آسمان ادب فارسي درخشيده است.1 وي از جمله هنرمندان نادري است كه زبان فصيح و بيان معجزه‌آساي خود را تنها وقف مدح يا بيان احساسات عاشقانه نكرد بلكه اين استعداد ناب را در جهت خدمت ابناي بشر قرار داد و با تمام توان خويش در راه سعادت آدميزادگان كوشيد.2 تصنيف دو اثر گرانسنگ گلستان و بوستان كه امروزه از آنها به عنوان «يك دوره كامل حكمت عملي» ياد مي‌شود.3 تنها گوشه‌اي از تلاش اين نابغه ادب فارسي را در اين راه نشان مي‌دهد كه به دليل جامعيت، فصاحت و بلاغت و بسياري فوايد ديگر همواره در مراكز تعليم و تربيت به عنوان كتاب‌هاي درسي انسان‌ساز مورد استفاده قرار گرفته‌اند. وي در اين دو اثر گرانمايه، با طبع نقّاد و ذهن وقّاد خود به بررسي دقيق و موشكافانه مسائل مهم اخلاقي، ديني، سياسي و... مي‌پردازد و در عصري كه سنت ادب فارسي به وسيله‌اي براي كسب نام و نان و هجو اين و آن مبدل شده است،4 شجاعانه با انتقاد از نابساماني‌ها و عملكرد نامناسب ارباب دين و دولت، سعي بر اصلاح امور دارد.

با اندكي تأمل در اين شيوه سعدي، به روشني مي‌توان دريافت كه انتقادات وي بيش از آن متأثر از آرمان‌گرايي يا برخاسته از عواطف و احساسات شاعرانه باشد، از مصلحت‌انديشي او نشأت مي‌گيرد و بر ادراك و حسابگري دقيقي استوار است.5 اين طرز تفكر خردمندانه و حس انسان‌دوستي كم‌نظير كه با ارائه راهكارهايي در زمينه اصلاح امور سياسي، اجتماعي و غيره همراه است، علاوه بر محبوبيت و ماندگاري آثار اين شاعر، باعث شده است كه امروزه با تدقيق در سروده‌ها و نوشته‌هاي او بتوانيم شخصيت اجتماعي وي را به‌طور نسبي در ذهن خويش ترسيم كنيم. اين خود كمك شاياني به درك پيام‌هاي سعدي مي‌كند كه در ماوراي ابيات و حكايات او تعبيه شده‌اند و خواننده با علم به همين صداقت و دلسوزي گوينده، در پي نهادينه كردن آموزه‌هاي وي در خود و ديگران مي‌شود. اما سؤال مهمي كه پس از اين كار يعني تجسم شخصيت وي به عنوان شاعري خردمند و منتقد در گلستان و بوستان پيش مي‌آيد اين است كه آيا سعدي اين رويه انتقادگري و هوشياري نسبت به محيط پيرامون را در آثار ديگر خود نيز در پي گرفته است يا متناسب با نوع ادبي مورد پردازش، شخصيت و رويه كار خود را تغيير مي‌دهد؟

در اينجا براي رسيدن به اين موضوع به بررسي عاطفي‌ترين بخش كليات سعدي يعني غزل مي‌پردازيم و سعي مي كنيم با غور در نحوه بيان وي، رفتار او را از زاويه برخورد با مسائل عاطفي مورد سنجش قرار دهيم تا دريابيم كه چه تفاوتي بين سعدي «ادبيات تعليمي» با سعدي «ادبيات غنايي» در تعامل با محيط و افراد پيرامون است. آيا شاعر جهان ديده و باتجربه شيرازي، در مسائل عشق كه عقل نقش چنداني ايفا نمي‌كند و «احساس»مدار حركت بيشتر گفته‌ها و كردارهاست؛ انتقادكنندگي و صلابت خود را همچنان حفظ مي‌كند يا چون جواني خام كه در سلسله موي دوست گرفتار شده، از حركت و تكاپو باز ايستاده و بازيچه خودكامي‌هاي معشوق شده است؟

براي رسيدن به پاسخ اين پرسش‌ها ابتدا به‌طور موجز به محتواي ديوان غزليات اين شاعر شيرين سخن نظري مي‌افكنيم تا ببينيم كه چرا با وجود غزلسرايان ديگر از غزل سعدي به عنوان قله رفيع عشق مجازي ياد مي‌شود؟

مسلماً هر صاحب ذوقي كه با سعدي مؤانست داشته باشد به خوبي مي‌داند كه «غزليات» وي سرشار از شور و مستي است. جايي است كه رقيق‌ترين احساسات و تمنيّات روح مشتاق بشر را مي‌توان در لابه‌لاي ابيات آن يافت و آن را مجموعه كاملي دانست كه حالات و راز و رمزهاي عشق مجازي را به كمال در خود جاي داده است؛ ناز و نياز، قهر و لطف، وصل و هجران، درد و درمان، ناكامي و كاميابي، شادي و اندوه و دهها موضوع ديگر را كه تار و پود رابطه‌ عاشقانه است. به زيباترين شكل ممكن مي‌توان در ديوان او مشاهده كرد.6 شادروان محمدعلي فروغي، سعدي‌شناس و پژوهنده ادب فارسي در مقدمه «كليات سعدي» در مورد ورود سعدي به عالم عشق چنين مي‌نويسد: «هيچكس عالم عشق را نه مانند سعدي درك كرده و نه به بيان آورده است. عشق او بازيچه هوا و هوس نيست. عشق پاكي است كه براي مطلوب، از وجود خود مي‌گذرد و خود را براي او مي‌خواهد نه او را براي خود».7

با بررسي دقــيق اين غزليات عاشقانه كه از هر كوي و برزنش رايحه خوش دلدار به مشام مي‌رســد و هــمچــون ساير غزل‌هاي سبك عراقي سرشار از جان نثاري‌ها و اعلام بندگي عاشق به معشوق است، درمي‌يابيم كه اين شاعر توانا با وجود خلق تصاوير شگرف و بي‌نظير از دنياي عشق و نيز تكريم و تلطيف جمال معشوقي كه سراسر ناز است و به نياز معشوق وقعي نمي‌نهد، باز هم در مواقع لزوم اقتدار خود را حفظ مي‌كند و روش خود را كه مبتني بر نقد و انتقاد است در اين نوع ادبي نيز هرچند ملايم حفظ مي‌كند و هرگاه تشخيص دهد نارضايتي خود را از عملي كه خود، آن را خلاف قاعده و انتظار شمرده است به شيوه‌هاي مختلف ابراز مي‌كند و در اين ميان با هيچكس تعارف و مدارايي ندارد كه نمونه آشكار آن را مي‌توان در انتقاد و گلايه‌هاي مكرر وي از محبوب ديد:

اي طريق دشمني باشد نه راه دوستي

كآبروي دوستان در پيش دشمن مي‌بري

(كليات / غ 572 / ب8)

به عبارتي ديگر، سعدي حتي در غزلياتي كه معشوقش پاي بر فرق فلك نهاده و از لحاظ تقدس به گونه‌اي است كه به معبود شعر عرفاني نزديك مي‌شود8 نيز هميشه عاشقي بي‌اراده و تسليم شده نيست و با وجود اين كه در سراسر ديوانش، وجود بنده‌وار خود را چون قلمي مي‌داند كه برخط دوست سر نهاده است9، گاهي نيز در اثر لبريز شدن كاسه شكيبايي‌اش از محبوبي كه برسر چنين عاشق از جان گذشته‌اي شمشير جفا آهيخته است10، به شكوه و انتقاد مي‌پردازد و با ظهور در نقش «عاشق عاقل» به خرده‌گيري از رفتار وي كه از دايره ناز خارج شده و بي‌اعتنايي را به كمال رسانده است، مي‌پردازد.

همچنين در كنار اين گلايه و شكايت از محبوب، افراد ديگري نيز گاه و بي‌گاه در صحنه عشق ظاهر مي‌شوند كه از جمله آنها مي‌توان ملامت گران، مدعيان، زهدفروشان و هواپرستان را نام برد كه با حضور خود در كشاكش اين رابطه عاطفي، نظر شاعر را به خود معطوف و يا مشغول مي‌كنند و باعث مي‌شوند كه سعدي از مستي توصيف جمال بيرون آيد و به شكل‌هاي مختلف به پاسخ‌گويي مزاحمت يا رفتار نابخردانه آنان بپردازد.نكته جالبي كه در اين رفتار انتقادگرايانه و شكايت‌آميز شاعر وجود دارد اين است كه سعدي گاه خويش را نيز در رديف انتقادشوندگان مي‌گذارد و خود را به دليل برخي كاستي‌ها و يا فشارهاي روحي مورد نكوهش و انتقاد قرار مي‌دهد.

در ادامه براي روشن شدن مطالب ياد شده شواهدي نقل مي‌كنيم و در باب شخصيت‌هاي مورد انتقاد شاعر، نكاتي را به اختصار يادآور مي‌شويم.



1- انتقاد از محبوب؛ رگه‌هايي از مكتب واسوخت

در سير تحول غزل از آغاز تا انجام، سبك عراقي تلالو و درخششي خاص دارد و رابطه عاشقانه محب و محبوب در عشق مجازي به جالب‌ترين و زيباترين شكل خود مي‌رسد. به‌گونه‌اي كه مقام معشوق در شعر برخي غزلسرايان قرن هفتم آنقدر بالا برده مي‌شود كه تصور مي‌شود اين رابطه عاطفي به رابطه «ارباب و رعيت» و يا «مالك و مملوك» مبدل شده است و شگفت‌تر اين كه شاعر گاه از اين نيز فراتر مي‌رود و معشوق را به مقام قابل تعبد و سجود مي‌رساند:

مردم از ترس خدا سجده رويت نكنند

بامدادت كه ببينند و من از حيراني

(كليات/ غ 614/ ب6)

ولي با وجود همه اين جان‌نثاري‌هاي عاشقانه با بررسي دقيق غزليات سعدي كه نمونه تمام عيار غزل فارسي است11، به رگه‌هايي از انتقاد مي‌رسيم كه در نوع خود جالبند و شاعر برخلاف ساير ابيات كه درپي تقديس محبوب است، براي لحظاتي از سيطره معشوق بيرون مي‌آيد و به گلايه و انتقاد از محبوب در دو شكل ملايم و تند مي‌پردازد.

شاعر در بخش ابيات حاوي شكوه‌هاي ملايم، بيشتر بر آن است تا با تذكرهاي لطيف و ملايم كه موجب رنجش و رميدگي محبوب نشود، فشارهاي روحي، جفاها و سختي‌هاي راه عشق را به گوش وي برساند تا شايد در دل سخت او كارگر شود و محب را مورد عنايت و تفقد قرار دهد. مضمون اغلب اين گونه ابيات بي‌وفايي و نامهرباني يار است كه عاشق آن را به شكل متواضعانه‌اي به محبوب خود يادآوري مي‌كند:

آخر نگهي به سوي ما كن

دردي به ارادتي دوا كن

بسيار خلاف عهد كردي

آخر به غلط يكي وفا كن

ما را به تو خاطري همه روز

يك روز تو نيز ياد ما كن

اين قاعده خلاف بگذار

وي خوي معاندت رها كن

(كليات/ غ 467/ ب 1-4)

شمع جانم را بكشت آن بي‌ وفا

جاي ديگر روشنايي مي‌كند

مي‌كند با خويش خود بيگانگي

با غريبان آشنايي مي‌كند

(كليات/ غ 525/ ب 2-3)

چه باز در دلت آمد كه مهر بركندي؟

چه شد كه يار قديم از نظر بيفكندي؟

(غ 537/ ب 1)

و اما در برابر اين انتقاد و گلايه‌هاي لطيف عاشقانه كه برخاسته از وجود دردآلود عاشقي است كه بنده‌وار به خود اجازه گلايه از محبوب داده است، گاهي با ابياتي مواجه مي‌شويم كه نشان از لبريزشدن كاسه صبر اوست. به طوري كه حلقه بندگي را كنار مي‌گذارد و گستاخانه با لحني نسبتاً تند معشوق را مورد سرزنش قرار داده، رفتار خودپسندانه وي را آماج انتقادات مي‌سازد تا شايد لحظه‌اي از خودشيفتگي و خيرگي در آينه جمال بيرون بيايد و حرمتي براي عاشقي كه از تمام وجود خود گذشته است، قائل شود:

سست پيمانا به يك ره دل ز ما برداشتي

آخر اي بدعهد سنگين دل چرا برداشتي؟

(كليات/ غ 529/ ب1)

نيك بد كردي شكستن عهد يار مهربان

اين بتر كردي كه بد كردي و نيك انگاشتي

(كليات/ غ 528/ ب2)

آه دردآلود سعدي گر ز گردون بگذرد

در تو كافر دل نگيرد اي مسلمانان نفير

(كليات/ غ 171/ ب 6)

گاه اين انتقادات به توهين و تحقير نيز كشيده مي‌شود:

جو فروش است آن نگار سنگدل

با من او گندم نمايي مي‌كند

يار من اوباش و قلاش است و رند

بر من او خود پارسايي مي‌كند

(كليات/ غ 244/ ب 5-4)

و اينجاست كه عاشق وقتي دست خود كوتاه و خرما را بر نخيل مي‌بيند و در مي‌يابد كه انتقادهايش نيز راهگشا نيست، چاره را تنها در اين مي‌بيند كه معشوق را به نفرين سحرگاهي تهديد كند تا شايد از خواب گران خودبيني بيدار شود.

مكن كه روز جمالت به سر آيد ار سعدي

شبي به دست دعا دامن سحر گيرد

(كليات/ غ 183/ ب 9)

به هرحال وجود اين‌گونه شكوه و شكايت از محبوب كه برخلاف ويژگي‌هاي سبك عراقي است، هرچند در اين دوره به دليل بسامد اندك خود باعث تشخص سبكي نمي‌شود12 ولي در چند قرن بعد يعني قرن دهم به بحثي كاملاً جدي تبديل مي‌شود و شاعران با اعتقاد بر اين كه سبك عراقي كاملاً جنبه تخيلي و ذهني پيدا كرده است، درپي نوآوري و رهايي از ابتذال‌اند13 كه نتيجه آن تولد مكتبي به نام «واسوخت» است كه شاخصه بارز آن هم رديف واقع شدن عاشق و معشوق و تبديل غزل به يك شعر واقعي و زميني است14 كه در طي آن معشوق از عرش به فرش مي‌افتد و مورد بي‌اعتنايي و بي‌توجهي عاشقي قرار مي‌گيرد كه به راحتي مهر او را از دل بركنده، روي به سوي معشوق ديگري نهاده است.

ايـــن طـــغيان و سركشـــي عاشـــق هرچند كه در غزليات سعدي به شـــكل نسبتـــاً خفيفي نمايان است و بايد آن را بخشي از شخصيت منتقدانه او به شمار آورد ولي به هرحال مي‌تواند بسان دانه‌هاي عصياني باشد كه در چند قرن بعد در دشت غزل روييدند و رنگ و بوي آن نوع شعر را كاملاً تغيير دادند.

در اين بخش به برخي از جنبه‌هاي رفتاري محبوب كه مورد انتقاد سعدي واقع شده‌‌اند مي‌پردازيم كه وي با زباني انتقادي و البته لطيف بيان كرده است.

الف) انتقاد از پيمان‌شكني يار:

نبايستي هم اول مهر بستن

چو در دل داشتي پيمان شكستن

بناز وصل پروردن يكي را

خطا كردي به تيغ هجر خستن

(كليات /غ 459/ ب 1-2)

اي سخت كمان سست پيمان

اين بود وفاي عهد اصحاب؟

(كليات/ غ 26/ ب 3)

خطا كردي به قول دشمنان گوش

كه عهد دوستان كردي فراموش

(كليات/ غ 333/ ب 1)

ب) انتقاد از بي اعتنايي معشوق:

آخر اي سنگدل سيم زنخدان تا چند؟

تو ز ما فارغ و ما از تو پريشان تا چند

خار در پاي گل از دور حسرت ديدن

تشنه از آمدن از چشمة حيوان تا چند؟

(كليات/ غ 227/ ب 2-1)

بس در طلبت سعي نموديم و نگفتي

كاين هيچ كسان در طلب ما چه كسانند

(كليات/ غ 249/ ب2)

چشم رضا و مرحمت بر همه باز مي‌كني

چون كه به بخت ما رسد اين همه ناز مي‌كني

(كليات/ غ 622/ ب1)

ج) انتقاد از رخسار نمودن معشوق به ديگران:

كه گفت آن روي شهر آراي بنماي

دگر بارش كه بنمودي فرا پوش

(كليات /غ 333/ ب2)

اي كه انصاف دل سوختگان مي‌ندهي

خود چنين روي نبايست نمودن به كسي

(كليات/ غ 580/ ب2)

بارها گفته‌ام اين روي به هر كس منماي

تا تأمل نكند ديده هر بي‌بصرت

(كليات/ غ 35/ ب6)

codex23x

page06

PDF صفحات روزنامه

1
Text Box (double-click to edit)

Ettelaat International


Iran, Pakistan agree to increase parliamentary ties (09/02)

Iran keen to involve in economic projects in Bosnia (09/02)

Iran ready to transfer military tools, technology to regional states (09/02)

Iran creates national fund for energy projects (09/02)

20% uranium enrichment not against NPT (09/02)

Envoy confident about S-300 delivery to Iran (09/02)

Iran unveils first home made light plane (09/02)

Leader says Iran stands tall in face of threats (09/02)

Non-oil exports surpass $20b (09/02)

Middle East will determine fate of the world (09/02)

Iran's Bushehr N-plant running after 1 more test (09/02)

Iran starts 20% uranium enrichment (09/02)

Parliament backs Iran President decision over 20% enrichment (09/02)

Holiday Notice (09/02)

US filmfests to screen Iranian documentaries (08/02)

Iran ceases ties with British Museum (08/02)

Russia rejects sanctions on Iran's economy (08/02)

Sanctions not able to stop Iran's science (08/02)

Iran busts 7 people linked to foreign satellite networks (08/02)

Iran signs $10bn gas field deal with domestic firm (08/02)

حكمت و معرفت
يادداشت
فرم اشتراك
ettelaat newspaper روزنامه اطلاعات

آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي

تلفن : 29999
22258022 : فاكس

Ettelaat Newspaper

Tehran Mirdamad Boulvard

Tel : 009821 29999

Fax : 009821 29999

email: ettelaat@ettelaat.com

سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686
صفحات روزنامه را ورق بزنيد Latest Edition آخرين شماره

84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور

PDF صفحات نيازمنديها

PDF صفحات ضميمه

فرم سفارش كتاب
نسخه قديمي سايت
آرشيو روزنامه